این روزها و در آستانه سال تحصیلی جدید،  خانواده‌های دارای بچه‌ مدرسه‌ای در تکاپوی خرید وسایل مدرسه فرزندانشان هستند.

 

کیف از ملزومات اصلی مدرسه و جزو اولویت‌های دانش‌آموزان برای خرید است و دانش‌آموزان باید کیف مناسبی را برای ‌سال تحصیلی خود تهیه کنند.

 

 

 

 

 

در سالی که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» نامگذاری شده است، عکس روی کیف‌ها علامت سؤالی را ایجاد می‌کند؟

 

 


علامت سؤال از این بابت که کودکان ما با تصاویری خو گرفته‌اند که ذره‌ای از هویت ایرانی را با خود به همراه ندارد؛ تصاویری که هر روز با خود به مدرسه حمل می‌کنند و با آنها زندگی می‌کنند.

 

پدر دو دانش‌آموز ابتدایی و راهنمایی می‌گوید: مدرسه فرزندم اعلام کرده است که نباید لوازم‌التحریر دارای تصاویر خارجی خریداری کنیم اما در بازار فضا بگونه‌ای دیگر است و وقتی این موضوع را با مسئولان مدرسه در میان می‌گذاریم، نمی‌پذیرند و می‌گویند دستورالعمل وزیر آموزش و پرورش است.

 

 

وی ادامه می‌دهد: در بین کیف‌های رنگارنگی که با تصاویر جذاب برای فروش گذاشته شده است، چگونه می‌توانم برای فرزندانم کیفی ساده بیابم و اگر هم پیدا کردم، چگونه باید فرزندانم را قانع کنم که از کیف‌های دیگر چشم‌پوشی کنند.

 

 

مادر یک دانش‌آموز دبستانی در منطقه 12 تهران نیز بیان می‌کند: نتوانستم برای دخترم کیف شادی پیدا کنم که اسلامی باشد.

 

 

وی می‌افزاید: تصاویر روی کیف‌ها، دختران بی‌حجاب را نشان می‌دهد و کیفی که به زبان فارسی روی آن، اسمی یا نوشته‌ای باشد، وجود ندارد.

 

 

مهدی نوید ادهم، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در خصوص وجود کیف‌های دارای تصاویر کارتون‌های خارجی به خبرنگار فارس می‌گوید: متأسفانه این ضعف‌ بازار است و ما بارها نظرات خود را به مسئولان ذیربط در بخش بازرگانی و صنعت منتقل کردیم و مخالفت قانونی و صریح خودمان را با عدم استفاده از تصاویر و واژگان خارجی روی لباس‌ها، لوازم‌التحریر و کیف‌ها اعلام کردیم.

 

 

وی ادامه می‌دهد: این بحث امروز و دیروز نیست؛ سالهاست که موضع آموزش و پرورش همین است و می‌دانیم که خانواده‌ها نیز برای خرید لوازم‌التحریر و کیف فرزندانشان در رنج هستند اما مسئول آن نیز آموزش و پرورش نیست.

 

 

نوید ادهم درباره تأثیر منفی قهرمانان کارتونی روی ذهن و فکر دانش‌آموزان بیان می‌کند: یکی از بحث‌های جدی علوم تعلیم و تربیت، این است که فرایند شکل‌گیری و شخصیت‌ کودکان فقط در کلاس درس و مدرسه اتفاق نمی‌افتد.

 

 

وی اضافه می‌کند: فقط مدیر و معلم نیستند که با دانش‌آموز سخن می‌گویند؛ فقط کتاب‌های درسی نیستند که پیام آموزشی به دانش‌آموزان منتقل می‌کنند، بلکه هر آنچه که در محیط وجود دارد به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در فرایند شکل‌گیری شخصیت کودک و نوجوان به خصوص کودکان تأثیر می‌گذارد.

 

 

 

 

دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش می‌افزاید: هر کجا که انسان حضور دارد مانند خانه، مدرسه، خیابان، سینما، مسجد، بازار و کوچه، محیط است و همه عناصری که در محیط وجود دارد روی دانش‌آموز تأثیر می‌گذارد.

 

 

وی می‌گوید: یکی از عناصر موثر، لباس‌ها و لوازم‌التحریر هستند که پیام‌هایی را منتقل می‌کند و دانش‌آموز را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

 

نوید‌ادهم با بیان اینکه اگر قرار است تعلیم و تربیت مطلوب اتفاق بیفتد باید همه پیام‌ها همسو شود، اظهار می‌دارد: اگر محیط فرهنگی و آموزشی مدیریت نشوند، زحمات معلم در کلاس درس و تلاش پدران و مادر به تنهایی به جایی نمی‌رسد؛ به همین دلیل باید شرایطی را به وجود آوریم که آن چیزی که چشم دانش‌آموز می‌بیند و گوش دانش‌آموز می‌شنود، از یک اصولی تبعیت کند.

 

 

 

 

 آیا در سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، نمی‌خواهیم قدمی برداریم و اندیشه‌ای کنیم و آیا قرار است حمایت از کار و سرمایه ایرانی درباره لوازم‌التحریر و کیف دانش‌آموزان تنها در حد شعار باقی بماند؟

 

احتمالاً کسی نباشد که «بن تن» را نشناسد؛ کودکی که با دست بندی فضایی می تواند به 10 شکل گوناگون تبدیل شده و مردم را از خطرات و حوادث عجیب حفظ کند.



هیچ اسباب بازی فروشی نبود که گونه ای از اسباب بازی های بن تن را نداشته باشد؛ همه فروشگاه ها پاک کن، جامدادی، خط کش و انواع لوازم التحریر بن تن را دارند؛ کافی است سری به لباس فروشی های سطح شهر بزنید تا انواع تی شرت های این شخصیت مشهور را بوفور ببینید.


شخصیتی ناسازگار و زیاده خواه که با اعمالی قهرمانانه، منجی بشریت شده و احتمالاً قدرتش از خدا هم بیشتر است؛ یعنی برخی بچه ها این گونه فکر می کنند.


می دانیم كه تخیل بچه ها، تصویری است و نمی توان مفهومی انتزاعی را بدون پشتوانه تصویری در ذهن کودکان وارد كرد، بنابراین طبیعی است کودکان بگویند: «هر چند خدا قوی است، اما نیروی بن تن بیشتر است.»


وقتي قهرمان های غربی بدون در نظر گرفتن شرایط فرهنگی وارد کشور می شوند، عواقبی بهتر از این را نمی توان انتظار داشت.


مصرف مصرف‌گرایی و اسراف در اسراف‌زدگی


نمی دانم «Hannah Montana» را می شناسید یا نه، اما اگر او را نمی شناسید، به اولین کودکان و نوجوانان اطراف خود رجوع کنید تا اطلاعات کاملی از نام و مشخصات او را در اختیار شما قرار دهند.


دختری 20 ساله که در 14 سالگی از شهرتی عجیب برخوردار شد؛ البته این نامی است که در جهان او را معروف ساخت؛ اسم اصلی او «مایلی ری سایرس» است که با بازی در نقش «هانا مونتانا»، بیشتر او را به همین نام می شناسند.


مونتانا بازیگر، خواننده پاپ و رقاصی است که ذهن نوجوانان بسیاری را مسحور خویش ساخته است؛ البته نظام عظیم رسانه ای غرب  در برجسته کردن نام او در جهان نقش اصلی را ایفا کرد.


چقدر سخت است کار والدینی که می خواهند کودکان خود را دین باور بار بیاورند! والديني كه کودکشان به فروشگاهی وارد می شود و بهانه محصولی با عکس های پر رنگ و لعاب این شخصیت مشهور را می گیرد، چه باید بکنند؟! مگر می توانند در مقابل بهانه گیری فرزندانشان مقاومت کنند؟ با عقده های دوران بعدی زندگی شان چه کنند؟ راضی شوند به الگو شدن این مونتانا یا عقده های حاصل از این ممانعت را بپذیرند؟


مصرف زدگی و مدگرایی اولین و حداقل تأثیر مونتانا روی کودکانمان است، حال تلویزیون مدام اثرهای سوء مصرف گرایی را گوشزد کند، چه فایده ای دارد؟ زمانی که الگوی فرزندان جامعه تغییر کرد، دیگر چه جای فرهنگ سازی برای خنثی كردن تهاجم نرم؟


گیریم والدین کودکی با دلسوزی و زیرکی، فرزندشان را از این گونه مسائل دور نگه دارند، با هدیه هایی که از افراد گوناگون می گیرند، چه کنند؟ چگونه جلوی صحبت های بچه گانه در مهد کودک و دبستان را بگیرند؟ آیا در جامعه امروز می توان کودک را در خلأ و در محیطی کاملاً استرلیزه پرورش داد؟


در حال حاضر بسياري از دختران، از مادران خود لوازم آرایشی طلب می کنند. چند تن از مادران در گفت و گو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» گفته اند: ما مدت ها تلاش کردیم تا کودکانمان را به خوبی تربیت کنیم، اما نمی توانیم از تمامی مهمانی ها منعشان کنیم. گاهی از مهمانی ها که می آييم، بچه هايمان با اصرار از ما لوازم آرایشی طلب می کنند.


این گونه مسائل محصول چیست؟ با وجود «مونتانا» و امثال او، والدین کودکان چه كاري می توانند انجام دهند؟ مادران با تکثرخواهی فرزندانشان در خصوص لباس چه برخوردی داشته باشند؟


خیال مسئولان راحت؛ «حاج خانم باربی» هم آمد


برای آن که خیال مسئولان فرهنگی مان راحت شود، می گوییم که باربی های محجبه و با مانتو و شال نیز آمد. حتی در جدیدترین نمونه، عروسک باربی با لباس سنتی ایرانی و روسری های سفیدی که مادربزرگ هایمان به سر می کردند نیز روانه بازار شده است.


فروشنده ای که به خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» عروسک های باربی را نشان می داد، گفت: «این هم حاج خانم باربی».


این را گفتیم که نگرانی! مسئولان از معضل چندین ساله باربی برطرف شود. دیگر نیازی نیست قیمت عروسک های «دارا و سارا» را پایین بیاورند. دیگر نیازی نیست مسئولان وزارت تجارت و بازرگانی انواع محصولات باربی از جمله عروسک ها و انواع لباس، لوازم التحریر و کیف های مزین به عکس های باربی را جمع آوری کنند.


هر چند هنوز هم در برخی بسته های این عروسک محبوب، لوازم آرایش وجود دارد، ولی جای نگرانی نیست؛ زیرا «باربی حاج خانم» هم وارد بازار شد.


کارخانه‌های تولید توهم


فکر کنم در میان تمام الگوهای فرزندانمان، باید قدر «Spider man» را بدانیم؛ چون حداقل آرایش نمی کند، چند شخصیتی نیست، نماد کامل و مظهر تام مصرف گرایی نیست و روابط دختر و پسر را عادی نمی کند؛ یعنی حداقل مثل «بن تن» این کار را نمی کند.



اما هر چه باشد قهرمانی فانتزی است، فرد بسیار ضعیفی است که با اتفاقی ناگهانی تبدیل به قهرمان و ناجی مردم می شود؛ این گونه قهرمان ها، ذهن کودکان را بشدت توهمی بار می آورد.


کافی است قدری با روان شناسان صحبت کنید تا بگویند چه بلایی بر سر کودکانمان آمده است. کودکان با وجود ضعف بسیار در عرصه درس، ورزش و انواع مهارت های فردی، در ضمیر خود منتظر حادثه ای غیبی هستند تا آنها را به قهرمانانی پولاد بدن، رزمی کاراني قوی بنیه و ناجیانی زیرک تبدیل کند.


فرزندانمان در انتظار عنکبوتی خارق العاده، دست بندی فضایی یا نیرویی ماورایی، شبانه روز خود را در توهم می گذرانند.


از جهت دیگر ناجی خود را قهرمانی غربی می انگارند و برای پایان رنج دنیا، منتظر موعودی آمریکایی هستند؛ غرب گرایی حداقل اتفاقی است که برای فرزندان ایران زمین، بخصوص برای پسرانمان می افتد.


دیوانگان؛ قهرمانان جدید کودکان


اما اعجوبه قهرمان های کودکان و نوجوانان، قهرمان های کشتی کج دنیا هستند. دیوانگانی که با وحشی گری تام، تنها در فکر خرد کردن استخوان های حریف هستند؛ نمادهای کامل خشونت افسارگسیخته که با بی عقلی روی رینگ می روند و یکدیگر را آنقدر می زنند تا دیگر نتوانند برخیزند.


احتمالاً در ویترین اسباب بازی فروشی ها، اولین چیزی که به چشمتان می آید عروسک های کوچک همین دیوانگان است. بر تن بسیاری از کودکان، تی شرت هایی می بینیم که عکس های قهرمان های کشتی کج بر روی آنها نقش بسته است.


مرگ خدا در منظومه فکری جادو


هری پاتر نیز از دیگر قهرمان هایی است که انواع محصولات را در اختیار خود گرفته است. از انواع بازی های رایانه ای گرفته تا لوازم التحریر؛ حتی این شخصیت در میان مردم کشورمان آنقدر محبوب شد که تبلیغاتی تلویزیونی متناسب با سبک آن ساخته می شود.


قهرمانی که در زندگی او خدا مرده است و با دوستانش دنیا را از لوث وجود شریرترین دشمن بشریت نجات می دهد.


نوجوان موهومی که با سحر، ذهن نوجوانانمان را جادو می کند. جادوگری که با رابطه نزدیک با «هرماینی»، رابطه نزدیک دختران و پسران را تسهیل می کند.


نمی توان در منظومه فکری داستان های هری پاتر قرار گرفت و خدا را در این منظومه جای داد؛ در مجموع قهرمان محبوبی است این هری پاتر.


خدمت جناب آقای غضنفری، وزیر محترم وزارت صنعت، معدن و تجارت و جناب آقای حسینی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی عرض می کنیم که منتقدین از برشمردن قهرمانان داخلی خسته شده اند، نمی دانم تا کجا می خواهیم ادامه دهیم که نسبت به جمع آوری قهرمانان غربی و برجسته نمودن قهرمانان داخلی اهتمام ورزید، چند بار بگوییم تنها وظیفه وزارت صنعت، معدن و تجارت پرداختن به قسمت مرغ و تخم مرغ نیست و تنها وظیفه وزارت ارشاد نیز کاریکاتور روزنامه ها و خانه سینما نیست. انگار در این وزارتخانه ها، کودکانمان محلی از اعراب ندارند.


ذهن فرزندان سرزمینمان از توهم های هری پاتر، بن تن و مرد عنکبوتی پر شده است؛ مصرف زدگی، مدگرایی و قانع نشدن به فضای ساده خانه، با شخصیت آنها عجین شده است، آنها شخصیتی دوگانه پیدا کرده اند، نمي دانند در دنیای واقعی زندگی کنند یا در دنیای مجازی قهرمان هایشان، فضای ساده زندگی معمولی خویش را بربتابند یا فضای ملون جهان قهرمان هایشان را، ارزش های جامعه خویش را بپذیرند یا ارزش های جامعه قهرمان هایشان را؟ معلوم نیست ذهن تازه‌کار کودکان با این حد از دوگانگی ها چگونه باید کنار بیاید.


این شخصیت ها تنها نمونه هایی از قهرمانان کودکان هستند؛ بسیاری از قهرمانان را در این مطلب کوتاه نیاوردیم، در حالي كه هنوز «میکی موس» و «بت من» از شخصیت های محبوب کودکان محسوب می شوند.

 

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

نمادهای شیطان پرستی

شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و این نوع شیطان پرستی اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود.

شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.

 

این اعتقاد شیطان پرستی دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:

 

Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.

Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.

Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.

Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده

 

- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است.

 

- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.

 

- عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.

 

- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است.

 

در بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .

در ذیل برخی از نمادها كه به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاویر بر روی دست‌بندها، پیراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار می‌گیرد :

 

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 


نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطان‌گرایی به همراه دایره حذف كنیم ، آن وقت یك ستاره پنج‌ضلعی بر جای می‌ماند كه همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی می‌ماند .

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینكه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شكل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد .

برخی از شیطان‌گرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان‌گرایی را در نقشه ذیل توصیف می‌نمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)

 

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

درمیان پنتاگرا‌های قبلی تصویر سر یك بز تعبیه شده است كه اقدامی ضد مسیحی ، ‌به این معناست كه مسیحیان معتقدند كه مسیح همچون یك بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینكه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره می‌دانند این آرم را انتخاب كرده‌اند.

 

*******نمادهای شیطان پرستی********

 

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

666:یك سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروه‌های هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان‌پرستان تلقی می‌شود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پیش تاكنون این عدد با اشكال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ كشور مشاهده می‌شد .

 

 

*******نمادهای شیطان پرستی********

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

 

صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حكایت از « وارونه شدن مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین  است.صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خواننده‌های راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند.

 

*******نمادهای شیطان پرستی********

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

نماد صلیب شكسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc):چرخ خورشید یك نماد باستانی است كه در برخی فرهنگ‌های دینی همچون كتیبه‌های بر جای مانده از بودایی‌ها و مقبره‌های سلتی و یونانی دیده شده‌است .

لازم به توضیح است این علامت سال‌ها بعد توسط هیتلر به كار رفت ،‌ لكن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطان‌پرستی كردند .

 

 

*******نمادهای شیطان پرستی********

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

 

چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفكری نیز به كار می‌رود . اما شیطان‌پرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « ‌چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .این علامت در پیشگویی،‌ جادوگری، نفرین‌گری و كنترل‌های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می‌گیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریكایی به كار رفته است .

 

*******نمادهای شیطان پرستی********

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

 

این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاء‌می‌شود و سمبل شهوت‌رانی و باروری است .این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می‌شود . امروزه نماد “ فمنیسم “ در واقع یك نماد برداشت شده دقیقا از سمبل‌های شیطانی است .پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است كه رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایت‌های آشكار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی كشور نامشروعش در كانون علائم شیطان‌گرایان نیز پرهیز ندارد .

 

 

*******نمادهای شیطان پرستی********

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

 

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطان‌پرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریك انتخاب كرده‌اند.همچنین گفتنی است كه فمنیست‌ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر‌سالاری باستانی استفاده می‌نمودند.

 

*******نمادهای شیطان پرستی********

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی مصر باستان) ، ‌بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یكی از راه‌های شیطان‌پرستان برای مسخره كردن مسیح است زیرا گفته می‌شود كه مسیح مانند بره‌‌ای برای گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،‌این نماد تصویر كاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .

 

*******نمادهای شیطان پرستی********

 

نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی

 

 

هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد كه « هر چه تخریب كننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌های هوی‌متال است .

بلانچ بورتون در کتاب The church of Satan (کلیسای شیطان) با اشاره به موضوعات مختلف، شیطان پرستی را از زوایای متعدد بررسی کرده و برای آن آینده نگری خاصی را ترسیم می کند. در بخشی از این کتاب با عنوان اصلی کتاب یعنی The church of Satan (کلیسای شیطان)، می نویسد:

«آنتوان اس زاندر لاوِی در شب 30 آپریل و روز یکم ماه می، در سال 1966.م و در فصل بهار، کلیسای شیطان را در حالی که جادوگران شیطانی در زمین پرسه می زدند، بنیان نهاد.
لاوِی در حالی که سر خود را تراشیده بود، (مانند مراسم قرون وسطایی) تشریفات را آغاز کرده و عده ای از جادوگران نیز برای منافع شخصی خود، دور او را گرفتند. تا بتوانند نیروی شیطان را دریافت کنند.در جادوی تثلیث، توجه معنوی به روح و فداکاری برای جهنم، پیگیری می گردد. تراشیدن سر در مراسم شیطان، از فرامین اساسی است که باید انجام گیرد. همانند تراشیدن سر با تیغ و شستشو با آب زمزم در اسلام، که نخستین جریان برج هفتم شیطان است.
سال 1966.م اولین سال سلطنت شیطان بر فرزندان آدم بود. این مکتب بزرگترین انقلاب، در سرتاسر جهان تا به امروز است، که مخلوطی از جادو- منطق و دین مبتنی بر شهوات است.
حالا اینجا (آمریکا) بعد جاهای دیگر. شهوت در عوض انکار. سپس خودپسندی در حکم دوست داشتن. این در زمانی است که زمین گسسته شود و همه به شیطان گرویده شوند.»

می بینید که او در کتاب خود، حتی به آئین اسلام نیز اشاره کرده و...

بقیه در ادامه مطلب


می بینید که او در کتاب خود، حتی به آئین اسلام نیز اشاره کرده و سعی می کند اعمال شیطان پرستی را در مقایسه با ادیان الهی به نوعی توجیه کند. آنگاه به فراگیر بودن مکتب شیطان پرستی می پردازد.
لذا هیچ عجیب نیست که در کنار اعمال و مناسک شیطان پرستی، (در سایتهای مربوط به این فرقه) عکسها و گوشه هایی از مراسم قمه زنی که به مناسبت عزاداری امام حسین علیه السلام انجام می پذیرد هم قرار گرفته و آن را به نوعی به شیطان پرستی ملحق کرده و با این ترفند اعمال وحشیانه خود را توجیه می کنند.
در ادامه باب دیگـری گشوده شده و دلایـل ایجـاد مکتب شیطان پرستی از نگاه لاوِی را مطـرح می سازد. بورتون از این باب با عنوان «Modern Prometheus» (پرومتئوس جدید) یاد می کند و می افزاید:

«آنتوان لاوِی هرگز انتظار بنیان گذاری آئین جدیدی را نداشت. اما او برای مردم احساس نیاز کرد که چیزی برای مقابله با رکود مسیحیت ایجاد کند. و فهمید که اگر او نتواند آن را انجام دهد، هرگز کسی نخواهد توانست. یا شاید کمتر کسی شایستگی آن را داشته باشد.
لاوِی باید نشان می داد که عدالت، برگرفته از رنج و عذاب برای انسانهاست. و کسی باید با نیرو در مقابل آن بایستد. او شروع کرد به تحقق بخشیدن آن. او از ما برای پیشرفت علم و فلسفه استفاده کرد و به آن نیز دست یافت. و آن فلسفه ایستادن در برابر خدا و کلیسا بود. و همچنین یک قرارداد جدید اجتماعی به وجود آورد.
ما باید نشان دهیم برای آن انقلاب بزرگ آفریده شده ایم. و نباید از ورود آن به روح خود جلوگیری کنیم .
شیطان با یک نام یا نامهای دیگر شبیه انسان است، که انسان را با چشاندن لذات شیرین وسوسه می کند.
شیطان، با پنهان کاری بیان می کند که او تنها نامزد خداوندی است. او کسی بود که توانست برای پاداش، درخواست قدرت کند و چه کسی سزاوار پاداش است. (اشاره به رانده شدن شیطان از درگاه خداوند. و اینکه به خداوند عرض کرد که خدایا در عوض عبادتهای چند هزار ساله قدرتهایی را به من عطا کن. خداوند نیز به او قدرتهایی را بخشید.)
شیطان در عوض خلقت معاصی و گناهان، ضمانت گناهکاران را قبول کرد و تشویق کرد زیاده روی و افراط را. و او همان کسی بود که خدا می توانست ما را به سمت او هدایت کند.»

توجه داشته باشیـد که بورتون چگونه به دفاع از لاوِی پـرداخته و او را توجیـه و تقدیس می کنـد. و شیطـان پرستی را مـوهبتی الهـی می شمارد.
در بخش دیگر کتاب با اشاره به بازی لاوِی در فیلم بچه رزماری، فیلم را به عنوان سرباز کلیسای شیطان معرفی می کند. به این بخش توجه فرمایید.
«Hell on reels» (جهنم در حلقه های فیلم)

«هنگامیکه فیلم بچه رزماری در سال 1968.م در حال ساخت بود، لاوِی در این فیلم مشغول ایفای نقش بود. و جمعی از مسئولین فرهنگی از جمله رئیس اداره تبلیغات آمریکا نیز نظاره گر بازی او بودند. در این میان همه متوجه لاوِی بودند که در حال تمرین اعمال مذهبی شیطانی بود. او درباره فیلم گفت: فیلم بچه رزماری برای کلیسای شیطان مثل انجمنku klux klan (سازمان سری سیاه پوستان آمریکا) به عنوان یک سرباز برای ملت آمریکاست.»

این فیلم در کمال وقاحت آداب مسیحیت را به سخره گرفته و تصویری زشت از مریم مقدس به نمایش گذاشت. و مفاهیم شیطانی در آن به صورت کاملاً آشکار ولی توجیه شده برای همگان به نمایش درآمد.
باز در ادامه کتاب به بخش دیگری می رسیم.

«Lucifer rising» (طالع شیطان).
این بخش به شرح آینده شیطان پرستی پرداخته و برخی آداب موبوط به عضویت در کلیسای شیطان را مطرح می کند. بخشی از این متن را بخوانید.

«عضویت در کلیسای شیطان پیوسته در حال افزایش است. لاوِی برای این عضویت شرایطی دارد.
اولین شرط، ملاقات حضوری است. که جزء اصلی آن، تجمع پیرامون گوی است. که هر کجا برود برکت را با خود می برد. و ملاقات در سرداب صورت می گیرد.
لاوِی در آن زمان (زمان آغاز به کار کلیسای شیطان)، بعد از گذشت چند سال کلیسای شیطان را رسماً تثبیت کرد. و بعد از مدتی همگان از وجود کلیسای شیطان آگاهی یافتند و روز به روز بر جمعیت پیروان لاوِی افزوده شد.
اکنون کلیسای شیطان وضعیتی مطلوب دارد. البته از دنیای بیرون تحت فشار قرار دارد، ولی با نیروی مضاعف و فشار کاری بیشتر و انجام تشریفات مذهبی، دیگران به پذیرش این آئین تشویق خواهند شد.»

نویسنده کتاب باز نگاهی به گذشته این مکتب انداخته و در ادامه چنین یادآور می شود:

«در دوره ای پیروزی نسبتاً با لاوِی بود. اما این مقطع گذرا و کوتاه بود و بـرای مدتی بیشتر مراسمات مذهبی، شبانه و در خفا صورت می گرفت. ولی به مرور بر پیروان شیطان پرستی افزوده شد.
در سال 1970.م انجام مراسمات و سخنرانی ها و رفتار و عملکرد فردی لاوِی، باعث شد، گرایش عمومی به او بیشتر گردد. در سال 1972.م مراسمات در خانه سیاه انجام می شد. و این به خاطر آن بود که کلیسای شیطان دیگر مکان مناسبی برای انجام مراسمات مذهبی نبود، لذا مراسمات در غار مرکزی، معروف به خانه سیاه انجام می گرفت.
نام خانه سیاه را لاوِی برای اولین بار بر غار زیرزمینی مرکزی نهاد) و تنها طبق دستور، کلیسای شیطان را با پرده سیاه پوشاندند.
سرانجام در سال 1975.م مجدداً فعالیت کلیسای شیطان آغاز گردید و کسانی که با لاوِی تماس داشتند، دوباره فرا خوانده شدند. اما تعالیم کفر آمیز مسیحیت، به شدت فعالیت لاوِی را محدود کرده بود. لکن تحت رهبری و هدایت لاوِی، امور به سرعت انجام گرفت و لاوِی برای قانع کردن دیگران نامه هایی را برای برخی افراد نوشت. در نتیجه با تدبیر لاوِی راهی برای پاکی خانه گشوده شد.»

بورتون در ادامه دوستان لاوِی را دسته بندی کرده و می نویسد:

«بسیاری از کسانی که گرد لاوِی جمع شده بودند، یا به خاطر دوستی با او بوده یا به خاطر کسب شهرت و بزرگی. و همچنین عده ای نیز برای کسب لباس مخصوص برای ورود به خانه شیطان.»